خبر های گوناگون

بین مطالب این وبلاگ هیچ رابطه ای وجود ندارد
 
زیبایی زن (قدرت که خدا به زن داده )
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  


 
مطلبی بسیار جالب به همت دکتر شهرام علا
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

 

مطلبی بسیار جالب به همت دکتر شهرام علا
فقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است، فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!


در اینصورت کره زمین مانند فردی 46 ساله خواهد بود!

هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره‌ی سال‌های میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده‌ای داریم!
اما این را می‌دانیم که در سن 42 سالگی، گیاهان و جنگل‌ها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده‌اند. اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود! یعنی زمین آن‌ها را در سن 45 سالگی به چشم خود دید و تقریبا 8 ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد.
در اوایل هفته‌ی پیش میمون‌های آدم‌نما به آدم‌های میمون‌نما تبدیل شدند! و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت.
انسان جدید فقط حدود 4 ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است !!!


بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی‌گذرد و...
حال ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره‌ی 46 ساله آورده است‌!!!
او طی 40 دقیقه‌ی بیولوژیکی، از این بهشت یک آشغالدانی کامل ساخته است.
او خودش را به نسبت‌های سرسام‌آوری زیاد کرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است!سوخت‌های این سیاره را مال خود کرده و همه را به یغما برده است!
و الان مثل کودکی معصوم و بی تقصیر! ایستاده و به این حمله‌ی برق آسا نگاه می‌کند


 
وجه تسمیه شرکتهای معتبر دنیا
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

وجه تسمیه شرکتهای معتبر دنیا

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386- 9:55 - نصیر کلباسی
Apple 
میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل، سیب بود و بنابراین اسم شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.

Adobe 
اسم رودخانه ای که از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناک، عبور می‌کند.
 
Google
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌کنند که این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

Cisco 
مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو است که یکی از بزرگترین شهرهای امریکا است.
 
HP
این شرکت معظم توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاکارد تأسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور  به استفاده از روش قدیمی شیر  یا خط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب در آمد.
Hotmail
این سایت یکی از سرویس دهندگان پست الکترونیکی به وسیله صفحات وب است. هنگامی که مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب کند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الکترونیک به کلمه mail  ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأکید شود Html بنابراین این  نام را انتخاب کرد. 
 
Microsoft
MICROcomputer SOFTware
نام شرکت ابتدا به صورت بالا نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد.که  مخفف  است. دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس مؤسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میکروکامپیوتر ها تأسیس کرد.
Intel 
INTergrated Electronicss
از آنجایی که این شرکت از بدو تأسیس با تأکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد نام آن را  یا به طور مختصر INTEL نهادند.
 
Oracle
مؤسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شرکت روی پروژه‌ای برای CIAA  کار می‌کردند . این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند  جواب تمام سؤال‌های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است. این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تأسیس کرده و آن را به همین اسم نامگذاری کردند.
Motorola
شرکت موتورولا با هدف درست کردن بی سیم و رادیوی اتومبیل کار خود را آغاز کرد. از آنجاییکه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شرکت  victoria بود مؤسس این شرکت یعنی آقای پال کالوین نیز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی کلمه موتور نیز به نوعی در اسم شرکتش وجود داشته باشد.
 
Sony 
از کلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.
Red Hat
مؤسس شرکت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد . زمانی که اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای کاربری، درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده بود.
 
Xerox 
کلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشک است و این برای تکنولوژی کپی کردن خشک در زمانی که اکترا کپی کردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می‌گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود
SUN
Standford Univercity Network
این شرکت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. ومخفف عبارت بالا  می‌باشد. 
 
Yahoo
این کلمه برای اولین بار در کتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است. مؤسسین سایت جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo  گذاشتند چون فکر می کردند خودشان هم این طوری هستند


 
مفهوم واژه حجاب
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

مفهوم واژه حجاب

 

پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است‏یک نکته را یادآورى کنیم.آن نکته این است که معناى لغوى «حجاب‏» که در عصر ما این کلمه براى پوشش زن معروف شده است چیست؟ کلمه «حجاب‏» هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب.بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى‏دهد که پرده وسیله پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نیست، آن پوششی «حجاب‏» نامیده مى‏شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب خورشید را این طور توصیف مى‏کند:" حتى توارت بالحجاب " یعنى تا آن وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز میان قلب و شکم را «حجاب‏» مى‏نامند.

استعمال کلمه «حجاب‏» در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است.در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنى پوشش است‏به کار رفته است.فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده‏اند کلمه «ستر» را به کار برده‏اند نه کلمه «حجاب‏» را.

بهتر این بود که این کلمه عوض نمى‏شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش‏» را به کار مى‏بردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنى شایع لغت «حجاب‏» پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده مى‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.

 

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد.آیات مربوطه همین معنى را ذکر مى‏کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد.در آیات مربوطه لغت «حجاب‏» به کار نرفته است.آیاتى که در این باره هست، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماسهاى زن و مرد را ذکر کرده است‏بدون آنکه کلمه «حجاب‏» را به کار برده باشد. آیه‏اى که در آن کلمه «حجاب‏» به کار رفته است مربوط است‏به زنان پیغمبر اسلام.

سر اینکه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینکه بعد از آن حضرت با شخص دیگرى ازدواج کنند به نظر من همین است; یعنى شوهر بعدى از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مى‏کرد و ماجراها مى‏آفرید.بنابر این اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدترى وجود داشته باشد بدین جهت است.

فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چیز است.بعضى از آنها جنبه روانى دارد و بعضى جنبه خانه و خانوادگى، و بعضى دیگر جنبه اجتماعى، و بعضى مربوط است‏به بالا بردن احترام زن و جلوگیرى از ابتذال او.

حجاب در اسلام از یک مساله کلى‏تر و اساسى‏ترى ریشه مى‏گیرد و آن این است که اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى، چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگى و در کادر ازدواج قانونى اختصاص یابد، اجتماع منحصرا براى کار و فعالیت‏باشد.بر خلاف سیستم غربى عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوییهاى جنسى به هم مى‏آمیزد اسلام مى‏خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.

 

 

 

 

نقش حجاب در فعالیت های اجتماعی زن

آیا اگر زن، ساده و سنگین به دنبال کار خود برود براى اجتماع بهتر است‏یا آنکه براى یک بیرون رفتن چند ساعت پاى آئینه و میز توالت وقت‏خود را تلف کند و زمانى هم که بیرون رفت تمام سعیش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتى هوسباز و چشم چران و بى‏اراده تبدیل کند؟

عجبا!به بهانه اینکه حجاب، نیمى از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بى‏حجابى و بى‏بند و بارى نیروى تمام افراد زن و مرد را فلج کرده‏اند.کار زن پرداختن به خودآرایى و صرف وقت در پاى میز توالت‏براى بیرون رفتن، و کار مرد چشم چرانى و شکارچى‏گرى شده است.

در اینجا بد نیست متن شکایت مردى را از زنش که در یکى از مجلات زنانه درج شده بود ذکر کنم تا معلوم شود اوضاع حاضر، زنان را به صورت چه موجوداتى در آورده است.

در آن نامه چنین نوشته است:

«زنم در موقع خواب به یک دلقک درست و حسابى مبدل مى‏گردد.موقع خواب براى اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه تورى بزرگ به سرش مى‏بندد.بعد لباس خواب مى‏پوشد.در این موقع است که جلو آئینه میز توالت مى‏نشیند و گریم صورتش را با شیر پاک کن مى‏شوید. وقتى رویش را برمى‏گرداند احساس مى‏کنم او زن من نیست زیرا اصلا شکل سابق را ندارد.ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو را پاک کرده بى‏ابرو مى‏شود.از صورتش بوى نامطبوعى به مشام من مى‏رسد زیرا کرمى که براى چین و چروک به صورتش مى‏مالد بوى کافور مى‏دهد و مرا به یاد قبرستان مى‏اندازد.کاش کار به همین جا ختم مى‏شد، ولى این تازه مقدمه کار است.چند دقیقه‏اى در اتاق راه مى‏رود و جمع و جور مى‏کند آنگاه کلفت‏خانه را صدا مى‏کند و مى‏گوید کیسه‏ها را بیاور.کلفت‏با چهار کیسه متقالى بالا مى‏آید. خانم روى تخت مى‏خوابد و کلفت کیسه‏ها را به دست و پاى او مى‏کند و بیخ آن را با نخ مى‏بندد.چون ناخنهاى دست و پایش مانیکور شده و دراز است، براى اینکه به لحاف نگیرد و چندشش نشود و احیانا نشکند دست و پاى خود را در کیسه مى‏کند و به همین ترتیب مى‏خوابد» .

آرى این است زنى که بر اثر به اصطلاح بى‏حجابى «آزاد» شده به صورت نیروى فعال اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى درآمده است!آنکه اسلام نمى‏خواهد این است که زن به صورت چنین موجود مهملى درآید که کارش فقط استهلاک ثروت و فاسد کردن اخلاق اجتماع و خراب کردن بنیان خانواده باشد.اسلام با فعالیت واقعى اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى هرگز مخالف نیست.متون اسلام و تاریخ اسلام گواه این مطلب است.

 

در اوضاع و احوال تجدد مآبى بى‏منطق حاضر جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامى را رعایت مى‏کنند زنى پیدا نمى‏کنید که نیروى او واقعا صرف فعالیتهاى مفید اجتماعى یا فرهنگى یا اقتصادى بشود.

آرى یک نوع فعالیت اقتصادى رایج‏شده است که باید آن را ثمره بى‏حجابى دانست و آن این است که بنکدار به جاى اینکه بکوشد جنس بهتر و مرغوبتر براى مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده مى‏آورد، نیروى زنانگى و سرمایه عصمت و عفاف او را استخدام مى‏کند و وسیله پول درآوردن و خالى کردن جیبها قرار مى‏دهد.یک فروشنده باید کالا را همان طورى که هست‏به مشترى ارائه دهد ولى یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهاى زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسى خود مشترى را جلب مى‏کند.بسیارى از افراد که اصلا مشترى نیستند براى اینکه چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزى هم مى‏خرند.

آیا این فعالیت اجتماعى است؟ آیا این تجارت است‏یا کلاهبردارى و رذالت؟

مى‏گویند زن را توى کیسه سیاه نپیچید.

ما نمى‏گوییم زن خود را در کیسه سیاه بپیچید ولى آیا باید طورى لباس بپوشد و در اجتماع عمومى ظاهر شود که برجستگى سینه هایش را هم به مردان شهوتران و چشم چران نشان بدهد و از آن طور که هست‏بهتر و جاذبتر براى آنها جلوه دهد؟ از وسائل مصنوعى در زیر لباس استفاده کند تا چاقى و زیبایى مصنوعى را هم براى فریفتن و دل ربودن مردان بیگانه به مدد بگیرد؟ این مدها و لباسهاى تحریک‏آمیز براى چه به وجود آمده است؟ آیا براى این است که بانوان آن لباسها را براى همسرانشان بپوشند؟ !این کفشهاى پاشنه بلند براى چیست؟ جز براى این است که حرکات ماهیچه‏هاى کفل را به دیگران نشان دهد؟ آیا لباسهایى که نازک‏کارى‏ها و برجستگیهاى بدن را نشان مى‏دهد جز براى تهییج مردان و براى صیادى است؟ عملا غالب خانمهایى که از این نوع کفشها و لباسها و آرایشها استفاده مى‏کنند تنها مردى را که در نظر نمى‏گیرند شوهران خودشان است.

زن مى‏تواند در میان زنان و در میان محارم خود از هر نوع لباس و آرایشى استفاده کند اما متاسفانه تقلید از زنان غربى براى هدف و منظور دیگرى است.

غریزه خودآرایى و شکارچى‏گرى در زن غریزه عجیبى است.واى اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مدسازان و طراحان نواقص کار آنان را برطرف کنند و مصلحین اجتماع!هم تشویق کنند.

اگر دختران در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، کفش ساده به پا کنند، با چادر یا با پالتو و روسرى کامل به مدرسه و دانشگاه بروند، آیا در چنین شرایطى بهتر درس مى‏خوانند یا با وضعى که مشاهده مى‏کنیم؟ اصولا اگر التذاذهاى جنسى و منظورهاى شهوانى در کار نیست چه اصرارى است که بیرون رفتن زن به این شکل باشد؟ چرا اصرار مى‏ورزند که دبیرستانهاى مختلط به وجود آورند؟

 

نقش حجاب در افزایش ارزش و احترام زن

 

مرد به طور قطع از نظر جسمانى بر زن تفوق دارد.از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است.زن در این دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولى زن از طریق عاطفى و قلبى همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکى از مسائل مرموزى بوده است که زن براى حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است.

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند.اسلام مخصوصا تاکید کرده است که زن هر اندازه متین‏تر و باوقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش براى مرد نگذارد بر احترامش افزوده مى‏شود.

بعدا در تفسیر آیات سوره احزاب خواهیم دید که قرآن کریم پس از آنکه توصیه مى‏کند زنان خود را بپوشانند مى‏فرماید:" ذلک ادنى ان یعرفن فلا یؤذین" یعنى این کار براى اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمى‏دهند بهتر است و در نتیجه دورباش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبکسر مى‏گردد.

 


آیا مى‏توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟

ما وجود ناامنى‏ها و بى‏عدالتى‏هاى زمان گذشته و تاثیر آنها را در مخفى کردن زن منکر نیستیم.مسلما حجابهاى افراطى و عقاید افراطى درباره پوشیدن زن معلول همین نوع جریانهاى تاریخى است.ولى باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین امر بوده است؟

 

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است.لا اقل علت منحصر و اساسى عدم امنیت نبوده است، زیرا این امر نه در آثار اسلامى به عنوان علت پوشش معرفى شده است و نه چنین چیزى با تاریخ تطبیق مى‏کند.در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردى به واسطه زندگى خاص قبیله‏اى و بدوى وجود داشت; یعنى در همان وقت که در ایران نا امنى فردى و تجاوز به ناموس به حد اعلى وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این گونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت.

فلسفه اساسى پوشش چیز دیگر است در عین حال نمى‏خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است. بعدا در آنجا که به تفسیر آیه «جلباب‏» مى‏پردازیم خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است.مدعى این موضوع نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بى‏مورد است و امنیت کامل براى زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.تجاوزات به عنف که در کشورهاى به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ مى‏دهد، در روزنامه‏هاى ما هم منعکس است.

نقش پوشش در پیوند خانوادگی زن و شوهر

شک نیست که هر چیزى که موجب تحکیم پیوند خانوادگى و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد براى کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزى که باعث‏سستى روابط زوجین و دلسردى آنان گردد به حال زندگى خانوادگى زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.

اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهاى جنسى به محیط خانوادگى و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهرى را محکم مى‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر مى‏شود.

فلسفه پوشش و منع کامیابى جنسى از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگى این است که همسر قانونى شخص از لحاظ روانى عامل خوشبخت کردن او به شمار برود; در حالى که در سیستم آزادى کامیابى، همسر قانونى از لحاظ روانى یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار مى‏رود و در نتیجه کانون خانوادگى بر اساس دشمنى و نفرت پایه‏گذارى مى‏شود.

علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت‏به آنان پیشنهاد مى‏شود، جواب مى‏دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه‏ایم، و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالى مى‏کنند همین است; و حال آنکه در قدیم یکى از شیرین‏ترین آرزوهاى جوانان ازدواج بود.

وقتى پسر یا دخترى مى‏خواهد بگوید ازدواج کرده‏ام، مى‏گوید براى خودم زندانبان گرفته‏ام.این تعبیر براى چیست؟ براى اینکه قبل از ازدواج آزاد بود هر کجا بخواهد برود، با هر کسى بخواهد برقصد، بلاسد، هیچ کس نبود که بگوید بالاى چشمت ابروست.ولى پس از ازدواج این آزادیها محدود شده است، اگر یک شب دیر به خانه بیاید مورد مؤاخذه همسرش قرار مى‏گیرد که کجا بودى؟ و اگر در محفلى با التهاب با دخترى برقصد همسرش به او اعتراض مى‏کند.واضح است که روابط خانواده در چنین سیستمى تا چه اندازه سرد و سست و غیر قابل اطمینان است.

 

 



 
خوف و حزن دو مانع رسیدن به آرامش _ آرامش در قرآن
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

بر گرفته شده از وبلاگ دوست عزیزم حب العباس hob.blogfa.com

بشر ابتداءً دربهشت بوده است آیه 38 سوره بقره میفرماید اهبطو منها بعد از این که جد ما آدم و جده ما حوا دوتایی تبعیت کردند از ابلیس ، خدای متعال به آن دو نفر فرمان هبوط داد یعنی بروید بیرون از بهشت،بعدش هم به بنی آدم فرمود اهبطو منها . بهشت جایی است که آرامش محض است در آن خوف ، حزن ، غصه ، شرور ، خواب ، چرت ، نیستی و تاریکی وجهل نیست همه هستی محض است .گرسنگی وتشنگی در آن نیست ، آنجا را بهش می گویند بهشت . الآن که همه شما دنبال آرامش می گردید دلیلش این است که قبلا دربهشت بوده اید و مزه آن را چشیده اید که الآن دنبال آن می گردید . برای این است که همه دنبال یک جایی هستند که در آن هستی ، علم ، قدرت و عزت باشد چون همه اینها را قبلا چشیده اند .


وقتی آمدند روی زمین خدای متعال فرمود فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا یحزنون ،هر کس از هدایت من تبعیت کند پس هیچ حزن و خوفی ندارد .وقتی حزن و خوف در دل انسان از بین برود یک چیزی در دل انسان پیدا می شود که قرآن اسمش را امن گذاشته که از ایمان بالاتر است .امنیت یعنی انسان نه دل واپسی داشته باشد نه دل واپیشی کسی که دل واپسی دارد مبتلا به خوف است و کسی که دل واپیشی دارد مبتلا به حزن است .


آیا میشود در زمین بشر به جایی برسد که هیچگونه حزن و خوفی نداشته باشد؟ بله جلساتی که در آن ذکر و یاد خداست ، درآن نه حرف دنیا و نه حرف آخرت است آنجا جلسات امن است . جلساتی که از بهشت و بهشت ها و بالاتر از آن ازبهشتی که خود خداست _فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر _ حرف بزند . هر جا او را یاد کردیم آنجا هم می شود بهشت ، آنجا هم امنِ امن است . الذین امنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اؤلئک لهم الامن ،فقط خدا گفته این یک کار را نکنید لباس ایمان را با ظلم نپوشانید ، چرا امن بالاتر از ایمان است ؟ چون اصلا امن منشاء ایمان است ،ایمان از آن صادر می شود .

 

 

 

خوف یعنی احتمال یک امر مکروه ، یک امر که موافق وجود شما نیست ، مثلا الآن یک محراب اینجا درست کردند یک تخته گذاشتند روش بنده ایستاده بودم یک دفعه دیدم دو نفر آمدند همین که آمدند گفتیم نکنه یک دفعه تخته بشکند سه چهار تایی برویم پایین  خوف یعنی احتمال یک امر مکروه ، یک امر که موافق وجود شما نیست ، مثلا الآن یک محراب اینجا درست کردند یک تخته گذاشتند روش بنده ایستاده بودم یک دفعه دیدم دو نفر آمدند همین که آمدند گفتیم نکنه یک دفعه تخته بشکند سه چهار تایی برویم پایین ، سر و کله خوف پیدا شد بلا فاصله گفتیم خدایا خودت می تونی درستش کنی ، خوف چیست ،خوف رفت . انسان دوست دارد همیشه باشد یک وقت یک چیزی این همیشه بودن را در معرض خطر قرار بدهد سر و کله خوف پیدا می شود . شما همه دوست دارید عزیز باشید ، احتمال این که مجبور باشید دستتون را جلوی کسی دراز کنید خوف پیدا میشود ، چون دست دراز کردن در فطرت شما یک امر مکروه است .

 

 

ریشه خوف چیست ؟جهل است .البته گفته شود در قرآن دو نوع خوف آمده ، خوف از شیطان و خوف از خدا . انما ذالکم الشیطان یخوف اولیاءه ،این ابلیس دوستانش را می ترسند هر کس با شیطان دوست شد می ترسد . ما این خوف را می گوییم که منشاء آن جهل است . ولی خوف از خدا ، ولمن خاف مقام ربه جنتان ،این خوف منشاءش علم است ، لذا حضرت امیر می فرمایند الخوف امان . انسان از دنیا و آخرت امان پیدا می کند .


در مورد خوف بر اساس جهل مثلا شما جهل داشته باشید که خدا غفار است ،همین طور نگران گناهانتان هستید  ، البته مفید است تا وقتی معرفت پیدا نکردید چون جلو نفس را میگیرد ، اما وقتی بیدار می شوید و معرفت پیدا می کنید می بینید عجب اصلا یک سفره دیگه پهن است .
هر جا خدا هست نه خوفی و نه حزنی وجود دارد ، حالا خدا کجاست ؟ آیا در آخرت است؟ نه هو معکم  أینما کنتم . خوف از آتش از جهنم ، خوف از مصیبت های دنیا ، خوف از فقر ، اینا همش منشاءشون جهل است .

 

 

بعضی از عرفا در قدیم گفته بودند خوف پدر و مادر ندارد لذا انسان از آن می ترسد ، بی پدر و مادر خوف . یکی از اولیا میگفت من أخیرا پدرش را پیدا کردم و پدرش جهل است . الجهل رأس کل شر ، حضرت امیر می گویند الجهل معدن الشرور . حالا این جهل را چند تا اسم براش می شود گذاشت یکی دنیا ، یکی نار و یکی هم ابابکر _ که عین جهل است همین قدر بدونید بد نیست _ است . منشاء رفتن جهنم جهل و بهشت علم است . اهل بهشت اهل علمند . علم چیزهایی است که آرامش بیاورد و تاریکی را ازمیان بردارد .


منظورم از علم از این اصطلاحات ذهنی نیست ، پیغمبر فرمودند ذاک علم ،علم را نکره آورده اند ، این یک چیزی است ، العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء ، آنهایی که تو کله هاتون است موقع مردن هم راحت از کله ها بیرون میرود و آنهایی که بشه به برزخ و قیامت برد جایشان در قلب است ، وبا فشار مردن از بین نمی رود ، آن علم است . علم اصلی چیزی است که ریشه خوف و حزن را بکند ، هر وقت به علم برسید دیگه هیچ دغدغه ای ندارید ، العلم اصل کل خیر ، علم اساس همه خوبی هاست و خیرات است .
پیامبر نشسته بودند یکی از اصحاب آمد گفت یک جایی تشییع جنازه است و یک جایی هم جلسه علم است در کدام شرکت کنم ، پیامبر فرمودند اگر کسی است که جنازه را تشییع کند ، شرکت کردن در یک ساعت جلسه علم معادل دوازده هزار تشییع جنازه است ،یک ساعت شرکت در جلسه علم معادل دوازده هزار دور تلاوت قرآن کریم است .

 

 

در روایات مقابل خوف ، رجا آورده اند . رجا احتمال آمدن یک چیز خوب سراغ آدم است که امید می آید ، بنا است باران بیاید ، عید فطر خوبی داشته باشیم ، برویم بهشت ،بناست شب های قدر خوبی داشته باشیم ، آینده دنیا نمی دونید چقدر قشنگ است ، اینها همه رجا می آورد . کل شیء الیه ترجعون _سوره یاسین _ خدا همه را دارد به سوی خدا میبرد . من یک سؤال می کنم اگر همه جهان به سوی خدا می رود پیش خدا رفتن جای بدی است یا خوب؟ پس آینده جهان خیلی عالیه . گفت ما نمی دونستیم جهان به کدام سمت میرود که بدبین شدیم . الآن جهل داشتیم که بدبین شدیم و خوف ما را برداشت همین که فهمیدیم آینده خوب است راحت شدیم.


 اما یک فرق بین انسان و اشیاء است عالم را میبرند_ ترجعون _ ، ولی انسان خودش باید برود  _إنا الیه راجعون _  ، همه اشیاء شاد و شنگولند چون دارند می روند به سوی خدا . اوضاع خیلی خوبه و قرار است خوبتر هم بشه ، چون اشیاء دارند به مقصد نزدیکتر می شوند و هر چه نزدیکتر بشوند این خیالات آرام می شود یا اصلا خیالات از بین می رود . کمال بالاتر از راحت شدن خیال این است که اصلا آدم خیال نداشته باشد . خدا رحمت کند یک بزرگی را می فرمودند این خیال ،لامش را بکن راء و بعد که شد خیار بردار بخور تا تمام بشود . پیش خدا خیال جایی ندارد .


جهل ماله کجاست مال نفس انسان است ، حزن ماله کجاست ، از نفس شروع می شود اما سایه می اندازد روی دل انسان . بنده سؤال می کنم گذشته هست یا نه آینده چی؟ کدام است فعلا حال است ، کسانی که مبتلا به حزن یا خوف هستند هم گذشته و هم آینده را از دست می دهند وهم حالشان را .
منشاء خوف و حزن نیستی است چون نه آینده و نه گذشته است ، خدا قبلا بوده آینده هم هست حالا هم هست بشر هر وقت این هستی را رها میکند وبه نیستی خود می چسبد به این دو مبتلا می شود .


فمن تبع هدای فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون ،این آیه مال این دنیاست یه مال اون دنیاست ؟ این آیه برای همین دنیا هست ،برای همین زمین است که می شود نه حزن داشت و نه خوف.
حزن چیست ؟ گاهی نفس بشر خشن می شود ، بعد یک غم به وجود انسان میآید که میوه آن قبض دل است ، قبض دل را می گویند حزن
.


عرب به ابر میگوید غمام ، کلمه غم از غمامه گرفته شده و غم یعنی ابر ، ابری که مانع نور خورشید می شود . لذا غم یعنی ستر الشیء ، غم یعنی پوشانیدن روی شیء ، گفتید کفر هم ستر الشیء است ،بله کفر روی تمام نعمتهای خدا را می پوشاند اما غم فقط جلو نور خورشید را می گیرد ، البته غم خیلی بزرگ است اگر ابر نباشد باران هم نمی آید ، تمام گریه هایی که بشر کردند منشاء آن غم است وتا اشک نریزد دل انسان نمی خندد ،
              تا نگرید طفل کی نوشد لبن      تا نگرید ابر کی خندد چمن


هر وقت غم وجودتان را گرفت بدونید یک سایه از عنایات خاص پروردگار بر قلب شما حاکم شده ، منشاء آن چیست ندیدن خورشید ولایت ، هر کس خورشید ولایت که وجود مقدس محمد و آل محمد است رانبیند غم وجودش را می گیرد ، چرا خلقت را غم گرفته چون امام زمان گفت مثل من مثل خورشید است ، میشه از بین برد ؟ بله یا باید غم ببارد یا باید سوار هواپیما بشیم بریم بالا ، دیدید وقتی هواپیما از ابرها بالاتر می رود آن وقت جمال خورشید را می بینیم . الصلوة معراج مؤمن باید سوار نماز بشویم ، در آسمان ولایت خورشید را ببینیم غم ها می روند  . سرتاسر انسان می شود همان که دنبالش هستیم یعنی آرامش .


البته خوش به حال آنهایی که منشاء آن را از بین ببرند ..گفتیم منشاء خوف وحزن چیست ؟ نفس . حالا اگر آدم این نفس که این قدر اذیتش می دهد را از دست بدهد راحت نمی شه ،چه بهتر آدم بگوید برو رد کارت ما دیگر تو را نخواسیتم  ... 


 سخنان استاد گرامی حجة الاسلام معمار

 


حسن ختام بحث دانلود نوحه خوانی حاج محمود کریمی ( یک واحد بسیار دلنشین و غمگین غمگسار )
یک سال و نیم گریه برای تو کرده ام                  حجم : ۱.۴۰    مگابایت                      

  

لینک ادامه بحث



 
ده جهنم دره به روایت رویترز
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸  

10 جهنم دره به روایت رویترز

فهرستهای ده تایی در ادبیات و ژورنالیسم دنیای مدرن،نماد لیستی از بهترینها و برترینها است و کمتر پیش آمده که به بدترین بپردازد،از جمله فهرست جدید رویترز برای 10 نقطه از عالم که شما را از رفتن به آنجا نهی می کند!!.

 


مقام اول متعلق است به بندر مورثبی در گینه نو ،که به طور متوسط 115 مورد جدید از ابتلا به ایدز را ماهیانه گزارش می کند!، بیکاری،دزدی و آدم ربایی در پایتخت گینه نو بیداد می کند!.


مقام دوم به شهر لینفن در چین میرسد با بیشترین آلودگی هوا، در جوار صنایع غیر اصولی و معادن بزرگ ذغال سنگ که ابری از غبار مسموم کک و آلاینده های هوا آسمانش را همیشه تیره نگاه داشته است!.


مقام سوم به شهر بوجمبورا درجمهوری برونئی؟! در شرق آفریقا تعلق دارد،که فساد و وضع نابسامان اقتصادی آن،پایین ترین نرخ رشد اقتصادی جهان را برایش به ارمغان آورده است و شهره به نسل کشی و کشتارهای دسته جمعی است!.


مقام چهارم متعلق است به یکی از رئوس محور شرارت!،پیونگ یانگ در کره شمالی بعنوان شهری که علیرغم ظاهرش در باطن رژیم مدیریتی و حکومتی استبدادی داشته و فقط یک شبکه رادیو و تلوزیون تحت مراقبتهای شدید حکومتی دارد و حتی دوچرخه سواری نیز در این شهر به دلایل سیاسی !ممنوع است!.


مقام پنجم در کمال ناباوری متعلق است به اوکلاهما در ایلات متحده! و به خاطر بیشترین مخاطرات بلایای طبیعی!،این شهر در کریدور معروفی که بیشترین گردبادهای موسمی در آن می وزد، در ماههای مارس تا آگوست بیشترین ریسک مسافرت را دارد!.


شهر چرنوبیل در اوکراین هنوز تبعات آلودگیهای رادیواکتیویته در دهه نود قرن بیستم را به دوش می کشد و با مناطق خالی از سکنه و رودخانه ها و دریاچه های آلوده اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است.


موگادیشو در سومالی بعنوان بی قانونترین شهر هرت جهان!،پس از فروپاشی قدرت مرکزی در دهه پایانی هزاره دوم،و استقرار واحدهای حافظ صلح مدتهای مدیدی است که در رتبه هفتم، از همه برشورهای توریستی و مسافرتی حذف شده است.


یاکوتسک در روسیه با طبیعتی سرد و منجمد کننده و فاصله ای بعید با مسکو(شش قاچ ساعتی در معیار ساعت جهانی) در تمامی طول سال با دمایی در حدود 32 درجه زیر صفر!! به درستی سردترین منطقه مسکونی جهان لقب گرفته و در مقام هشتم،فقط در صورت افت دما به کمتر از میزان یاد شده کودکانش مجاز به تعطیل مدارس هستند!!.


داکا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگهای داخلی،عدم ثبات سیاسی و بلایای طبیعی بوده است ولی فقط به خاطر حد بالای آلایندگی هوا و محیط زیست در اثر توسعه نابسنده صنعتی مقام نهم را به خود اختصاص داده است!.


بغداد، پایتختی در همسایگی که روزی مثل آبادی و امارت نشینی بود،اکنون در آتش تعارضات قومی-مذهبی-قبیله ای می سوزد،پس از جنگ خلیج و به زانو درآمدن دیکتاتور معروفش این شهر به بالاترین آمار سرقت،آدم ربایی و تجاوز به عنف دست یافته است و در این لیست نیز مقام آخر و دهم را پیدا کرده است.